خرید بک لینک
وای باورم نمیشه با مدل موی جدیدم هزار ماشالا چشم حسود دراد ایشالا

صدبرابر خوشگل تر از قبل شدم فدای خودم بشم بوسسسسس

برچسب: نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 17:26

خب پنجاه تا لغتم هم تموم شد فقط باید یه دور دیگه تا موقع خواب بخونمش که وارد لایتنر کنمشون پوف...روز اول سخت بودیکم ...البته بینش تفریحم کردم دیگه... با مامان رفتیم بیرون یکم خرید کردیم راه رفتیم داشت ریزه ریزه بارون میومد بعد اومدیم خونه زنگ زدم غذا آوردن خوردیم بعدم ریلکس کردیم یکم دوباره اومدم زبان خوندم بعد اومدم چای دم کردم بعد خوابیدم دوباره بلند شدم زبان خوندم خلاصه پاییز فصل مورد علاقمه یعنی فصلیه که حالمو خوب میکنه امروز داشتم از بالکن بیرونو نگاه میکردم به خودم گفتم که چقد خوب شد که سال پیش اون قرصارو نخوردم چون اگه خورده بودم دیگه این روزا

برچسب: نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 17:23

چقد آدم احساس خوبی پیدا میکنه وقتی حاضر نمیشه به کسی که بهش بدی کرده متقابلا بدی کنه ...وقتی که طرف کارخوبی نکرده یا شایدم اصلا کارخوبی نکرده ولی یه نفس عمیق میکشی و تو دلت میگی :گذشتم وقتی که یه دریای عمیق میشی که موجهای کوچیک ناآرامش نمیکنه امروز فک کردم چقدر وقتمون کمه و باارزش ...حداکثر چند دهه ی طلایی برای زنده بودن برای یه تجربه ی عالی ....باید حسابی ازش استفاده کرد نمیدونم بعد از مرگ کجا میریم ولی حدسم با توجه به چیزایی که خوندم اینه که به یه جهان دیگه موازی با این دنیا یه سفر سریع خواهیم داشت مرگ چه راز عجیبی و زندگی یه فرصت باارزش...

برچسب: رازیانه,راز,راز بقا,رازها و نیازها,رازی,راز موفقیت,رازک,رازگاه,راز دل,رازقي, نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 17:23

برای تمــــــام رنـج هایـی که می بریصــبـــــــــــر کن«صبـــــــــــر»اوج احترام به حکمت خداست . . . . . . از خدا خواستم به من صبر عطا کند فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است؛ عـطا کردنی نیست، آموختنی است … . . یادت باشددلت که شکست ، سرت را بگیری بالاتلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباشحواست باشد ؛دل شکسته ، گوشههایش تیز است.مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین،مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود…صبور باش و ساکت … . . .

برچسب: نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 17:20

امروزمو در اختیار خانواده بودم ارشیا خوشگلمو نگه داشتم و رفتم برای روضه ی مامان چیز میز خریدم و خونه رو جمع و جور کردم دستمال کشیدم و جارو و تمیز کردن گاز و غیره عصری یکم پیاده روی کردم و الان ریلکس کردم یکم تا دوباره بلند شم برم جلوی درو دستمال کنم و بعدم برم سراغ زبانم امروز هیچی لغت نخوندم شب حتما باید بیدار بمونم تا پنجاه تا رو تموم کنم به دختر بودنم افتخار میکنم چون حواسم به خودم و خانوادم جمعه هم کمک خودمم هم کمک بقیه دخترا اکثرا اینجورین اینم از خوبی هایی هست که باید بهش افتخار کرد دخترا خیلی خوبن کلن باید قدر دل کوچیکشونو دونست ... آره دیگ

برچسب: نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 17:18

امشب خیلی دلتنگ بودم خیلی زیاد ...شعر خوندم ...ترانه های عاشقانمو گوش کردم ... گریه کردم...گریه کردم .ٔ.. خیلی خیلی تنهام ... امید داشتم مامانم بیاد بغلش کنم تا خوابم ببره ...ولی نیومد ...انگار بعد از مامانم آب خوش از گلوی من پایین نمیره ...خیلی میترسم مامانمو از دست بدهم ... تنها داراییمه ....دستاش ...وقتایی که با دلتنگی نگاهم کرد ولی من بی توجهی کردم ... حرفای خوبی نزدم ...کم محبت کردم ...کم مهربون بودم ... دلم میخاد یه جایی اونور دنیا خودمو جا بزارم .... مامانم نیومد ...کاش بتونم آدم مهربون تری باشم ...نگاه مهربون دستای مهربون ....

برچسب: مرگ از رگ گردن,مرگ از رگ گردن نزدیکتر است,مرگ از رگ گردن نزدیکتر,مرگ رگیده, نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 8:00

خیلی دلم گرفت من مدت ها آدمایی را دوست پنداشته بودم که بودن و نبودنم فرقی نداشت براشون

حتی یه اس ام اسم از هیچکدوم نگرفتم که خوبی؟؟

طفلکی من که اسم چه آدمای پست و بی معرفتی را دوست گذاشته بودم

به چه آدمای بی شرفی خوبی میکردم و چه قدر تو اشتباه بودم

کاش میتونستم دیگه این اشتباهمو تکرار نکنم

برچسب: پست,پست بانک,پسته,پست dhl,پسته تازه,پسته خام,پستونک,پست مدرن,پست یافته,پست عاشقانه, نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 7:59

نمیدونم زندگیه هممون یه جورایی انگار طلسم شده فقط به یه اتفاق خوب و کوچیک نیاز داریم تا از زندگی ملالت بار و عصبی کننده خلاص بشیم ولی نیست اون اتفاق کوچیک لعنتی خوب نمی افته انگار زندگی یا روی بلا و مصیبت نشونمون میده یا روی گیر افتادگی و روزمرگی ...

پس اونایی که موفقن و زندگی خوبی دارن چیکار کردن ماهم که به همون اندازه تلاش میکنیم و بدبختی میکشیم پس روی خوبش کجاس؟

برچسب: پرسه در مه,پرسه,پرسه در خاک غریب,پرسه در حوالی زندگی,پرسه های عاشقانه,پرسه در خیال,پرسه درشهر لاجوردی,پرسه زدن,پرسه مرتضی,پرسه نامه, نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 3:21

صبر این طلای ناب ،این گنج نایاب ،این قصر باشکوه ...

بار دیگر به کمکم اومد ...امروز در حالی که تو این خونه بین این آدما تو شرایطی که مخم دیگه داشت می پکید سکوت کردم ...گفتم صبر داشته باش ...اگه بهت بی احترامی کردن اگه چون خودشون آرامش نداشتن خاستن آرامش تورو بهم بزنن اگه اونا مثل انسان برخورد نکردن تو بین این آدما بین همه ی درندگی هاشون مواظب خودت باش ...آروم باش صبر کن ...بی شک زمان حالتو خیلی خوب میکنه...

برچسب: نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 11:22

بعضی اوقاتم اینجوری میشم یه دفعه یه آرزو پیدا میکنم که جز اون نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم یا راجب به چیز دیگه ای حرف بزنم خالیه خالی میشم از هرچیزی جز اون آرزو ...الانم همونطورم ...تنها آرژوم شده زبان انگلیسی هرجور شده امسال تا آخر نودوپنج باید آیلتسم را بگیرم ...هرجور شده انجامش میدهم امیدوارم...

برچسب: آرزو,آرزوهای بزرگ,آرزو چت,آرزوی عروسک پارچه ای,آرزو غفاری,آرزو افشار,آرزو معتمدی,آرزوی مرگ,آرزو امانی,آرزوهای بر باد رفته, نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 11:22

بعضی اوقات صبر کردن سخت ترین کار دنیاس ...صبر کردن به بیشعوری یه آدم آشغال خودخواه که از قضا خواهرت هم هست خیلی سخته ... صبر کردن به اینکه ازشون متنفری با تمام وجودت ولی مجبوری تظاهر به صلح کنی و صبر کنی و صبر کنی و صبر کنی ... امیدوارم جوری برم که دیگه هیچ وقت حتی صداشونم نشنوم شبا تو خواب باهاشون دعوا میکنم بهشون فحش میدهم اجازه میدهم که تنبیه ام کنن و تنها حسی که دارم تنفره ... امیدوارم امیدوارم واقعا امیدوارم به زودی جوری برم و جوری زندگیمو بسازم و جوری اوج بگیرم و بالا برم که دیگه اونا زیر پام به اندازه ی مورچه بشن... این یه انتفام نیست فقط رشده برای خ

برچسب: نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 11:22

دیگه تلاشهای خیلی جدی ام شروع شده گفتم که به هیچی غیر از آیلتس نمی تونم فک کنم فردا تا چند ماه دیگه تا وقتی که دانشگاه ام شروع بشه میرم کتابخونه فقط موندم جمعه ها که این پیس آف شتو باید تحمل کنم چیکار کنم به هر حال فقط هدفم مهمه و به غیر از اون همه چی برام خسته کننده اس من مطمئنم تلاشهام به ثمر میرسه تمام انرژی ام را متمرکز میکنم روی زبانم دیگه مهم نیست اگه هیچی خوب نیست آرامش نیست یا شرایط پر از تنشه مهم فقط و فقط هدفمه اول انگلیسی بعد هم زبان دومم را شروع میکنم تا چند ماه دیگه آیلتس نه ام رامیگیرم به خودم قول میدم...

برچسب: r g letourneau,r g lee,r g lounge,r g lee quotes,rgiii,r g logo,r g lee payday someday,r g letourneau quotes,r g landscaping,r g lee biography, نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 11:22

اتاق تاریکه روی تخت افتادم به پهلو و زانوهامو جمع کرده ام ...چشامو میبندم ...لباشو رو لبام حس میکنم ...دستامو دور گردنش حلقه میکنم ...طولانی نیست ولی لذت بخشه ...من با تمام وجودم این مردو میخام...همه حرفای سنت و دین و شرع و عرفانو بریز دور ...من الان نه عشقشو میخام نه حرفشو نه نگاهشو من الان فقط تنشو میخام

من شهوتو عشق میدونم و عشق رو شهوت

بزار هرچی میگن بگن ...به هیچی فک نکن ....انرژی ات امشب فقط متعلق به منه ....

برچسب: پشن فروت,پشنگ کامکار,پشنگ,پشن فروت چیست,پشن فروت ویکی پدیا,پشنگ کامکار سنتور,پشن فروت میوه درخت,پشنگ ریگی,پشن فروت در ايران,پشنگ کامکار دانلود, نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 11:21

صفحه بندی